السيد موسى الشبيري الزنجاني
6013
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال ديگر به احاديث تحريم متعه ، انحصار راوى هر حادثه به يك نفر است ، مثلا در نقلى به امير المؤمنين نسبت دادهاند كه پيامبر فرمود برو آن را در ميان مردم اعلان كن يا در حجة الوداع وارد شده كه پيامبر خود در بين ركن و مقام ايستاده تحريم متعه را اعلان كردند ، در حجه الوداع جماعت بسيار زيادى حضور داشتهاند ، چگونه مىشود كه راوى حديث تنها يك نفر باشد ، انحصار راوى به يك نفر ، عادتاً نشان مىدهد كه حديث جعلى است . سيد مرتضى در كتاب ذريعه در بحث ما يعرف به كذب الخبر و به تبع وى شيخ طوسى در « عده » اشاره مىكند كه در برخى حوادث عادت اقتضاء مىكند كه شيوع يابد و اگر اشتهار نيافت و راوى منحصر به يك نفر بود ، اين امر دليل بر كذب روايت است ، در بحث ما هم اعلان پيامبر آن هم در حجه الوداع اقتضا مىكند كه خبر آن در ميان مردم شايع گردد ، وقتى راوى حديث تنها يك نفر است ، معلوم مىشود كه حديث ساختگى است ، خلاصه حديث تحريم متعه را نبايد با مسأله نقل يك ماجرا توسط چند نفر به گونههاى مختلف مقايسه كرد . 2 - اشاره به يك اشتباه در اسناد احاديث مرحوم ميرزا باقر شريف زاده « 1 » درباره روايتى با اين سند : محمد بن خلف القسطلانى عن الفريابى « 2 » عن ابان بن ابى حازم « 3 » عن ابى بكر بن حفص عن ابن عمر عن عمر مىگويد : اين طريق ضعيف است چون أبو بكر بن حفص كه نام وى اسماعيل بن
--> در مورد بحث ما چون الفاظ احاديث يكسان نيست ادعاى تواتر لفظى منتفى است ، تنها ادعاى تواتر معنوى يا اجمالى مىتواند مطرح باشد كه وجود انگيزه مشترك بر جعل حديث ، خود مانع حصول اطمينان از كثرت احاديث مىگردد . ( 1 ) - ايشان همشيره زاده مرحوم آقاى گلپايگانى بوده و كتبى را تصحيح كرده و بر آنها حاشيه نگاشته كه از بهترين حواشى نگاشته شده بر كتب مىباشد ، ايشان بسيار فاضل و با استعداد و انديشمندى ارزشمند است ، در حواشى ايشان بر كنز العرفان نكات سودمند بسيار است ، از جمله در بحث عدالت صحابه مطالب جالبى را ذكر كرده است ، مطلب متن برگرفته از حواشى ايشان بر همين كتاب كنز العرفان مىباشد . ( 2 ) - فِريابى يا فاريابى نسبت به فارياب مىباشد ، مراد از فريابى در اين سند محمد بن يوسف فريابى است . ( 3 ) - وى ابان بن عبد الله بن ابى حازم بوده و عنوان فوق نسبت به جد است .